سفارش تبلیغ
تحریم المپیک لندن
<

mouse code

کد ماوس

پیغام ورود و خروج

Google

در این وبلاگ
در کل اینترنت

جست و جوی گوگل

جست و جوی گوگل

Online User
IranSkin go Up
<

یه حرفایی-اکادمی گوگوش-مرجع کدااهنگ

!DOCTYPE html PUBLIC "-//W3C//DTD XHTML 1.1//EN" "http://www.w3.org/TR/xhtml11/DTD/xhtml11.dtd"> قاطی پاتی♥♥♥نازنین
هرکه پیش از آزمودنِ [کسی] تسلیم اطمینان شود، خود را در معرض هلاکت و عاقبت رنج آلود، قرار داده است. [امام جواد علیه السلام]
قاطی پاتی♥♥♥نازنین
درباره



قاطی پاتی♥♥♥نازنین


نازنین[27]
دوستان وبلاگ من قاطی پاطیه پس از بی ربط بودن مطالبم تعجب نکنید......
پیوندها
Romance
عشق تابینهایت
دانلود سوالات کارشناسی ارشد
عشق قشنگه
سه ثانیه سکوت
true love
تبریک می گوییم شما به ساحل رسیدید!!!!!
سرچشمه ادب و عرفان : وب ویژه تفسیر ادبی عرفانی قرآن مجید
انتظار
اوج ویرانی یک دل...
سکه دولت عشق
سکوت شبانه
سایت روستای چشام (Chesham.ir)
محیا
دهکده ی اطلاعات
کــــلبه
رازهای موفقیت زندگی
دهاتی
فکر نو مساوی پیشرفت
سکوت سبز
خورشید خاموش
رویابین
مهندسی متالورژِی
Har chi delet mikhad
سایه های خیال
بسم الله الرحمن الرحیم
sindrela
دکتر علی حاجی ستوده
ع ش ق:علاقه شدید قلبی
مفهوم عشق
گروه اینترنتی جرقه داتکو
مردود
دانشجویان ورودی 85 زمین شناسی خواف
قاصدک
یه دختر تنها
شهدا شرمنده ایم
زندگی مال ماست...
دختری در مزرعه
هیئت
هر چی که دلت می خواد
عشق پنهان
مهاجرعشق
نسل سوم
حاج آقا مسئلةٌ
کشتی کج
افسونگر
مرجع مذهبی ایران
طراحی و ساخت بنر
all
سحر
ترنم

پسری ازنسل امروز
دانلود هر چی بخوایی...
فریاد های زیر زمینی تهی
همه چیز درباره ی شیمی
خط قـــــــــــــــــــــــــــرمز
جالب اما خواندنی
آشنای غریب
ورزش و سلامتی
پلنگ صورتی
زندگی زیباست پس بخند
آموزش تست زدن کنکور
حرف های دوستانه
نرم افزار
وبلاگ هواداران محسن یگانه
Manna
نغمه ی عاشقی
navid










وقتی اینترنت قطع میشه این کارها رو انجام بدید! ( طنز )

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org



1. بشینید و مگس بپرونید ! 

2. از 1 تا 1 میلیون بشمارید 



 






3. مجموعه تصاویری رو که در سیستمتون دارید اسم هاش رو عوض کنید و مرتب کنید

4.
 خوب اون رو دوباره به هم بچسبونید ! 

5.
 چند تا فیلم تماشا کنید

6. 
کارهای شخصیتون رو انجام بدین

7.
 نوشیدنی آرام بخش بخورید

8.
 یاد بگیرید چطوری میشه رقصید 


9. تمرین موسیقی انجام بدین

10.
 یه زنگی به دوستای قدیمی بزنید

11.
 اتاقتون رو تمیز کنید !

12.
 حالا دیگه وقتشه که یه دوش بگیرید 

13.
 یه جای دنج پیدا کنید و کتاب بخونید

14.
 برید بیرون و با دوستاتون کارهای خوب بکنین

15. 
دیکشنری باز کنید و 100 تا لغت جدید یاد بگیرید

16.
 سعی کنید اسم یک فولدر رو روی کامپیوتر به con تغییر بدید

17.
 به سعی تون ادامه بدید 

18. 
رجیستری ویندوز رو باز کنید و سعی کنید تمام کلیدهایی که با حرف a شروع میشند رو حذف کنید

19.
 دفتر تلفن تون رو مرتب کنید

20.
 یک کمی هم چیزی بخورید 

21.
 با گیم های روی موبایل خودتون رو سرگرم کنید اگر قارچ خور باشه چه بهتر ! 

22.
 یک چیزی رو تیکه تیکه کنید 

23. 
هارد کامپیوتر رو دیفرگ کنید

24. 
یک زنگی به ISPتون بزنید

25.
 تو آینه نگاه کنید و سعی کنید باحال به نظر بیاید 

26.
 میتونید یه سر برید باشگاه

27.
 تمام ساعت هایی که در اطرافتون هست رو با هم تنظیم کنید

28. 
توی مرورگرتون یک صفحه خالی باز کنید و مدام F5 بزنید 

29. 
یه فنجون چای، قهوه، نسکافه بخورید

30.
 یک نوت پد باز کنید و سعی کنید 30 کار جدیدی که میشه وقتی اینترنت قطع میشه انجام داد رو توش بنویسید

این 30 مورد رو که انجام دادید بعدش حتما یک چکی بکنید ببینید کلید پاور مودم ADSLتون وصل هست یا نه شاید اصلا مشکل قطعی اینترنت خودتون باشید !  چون اونور آبی ها رو نمیدونم ولی تو ایران کلا هیچوقت اینترنت قطع نمیشه اگر هم شد نباید اینقدر سخت گرفت شاید به احترام دانشمندانی هست که اینترنت رو اختراع و ابداع کردند ... 



کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط نازنین 13/2/91:: 3:52 عصر     |     () نظر

 




گاو ما ما می کرد


گوسفند بع بع می کرد
سگ واق واق می کرد
و همه با هم فریاد می زدند حسنک کجایی
شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود. حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید. او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند. او هر روز صبح به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.





موهای حسنک دیگر مثل پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.
دیروز که حسنک با کبری چت می کرد . کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد. پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد. پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود. او نمی دانست که سد تا چند لحظه ی دیگر می شکند. پتروس در حال چت کردن غرق شد.


برای مراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود . ریزعلی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت . ریزعلی سردش بود و دلش نمی خواست لباسش را در آورد . ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت. قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد . کبری و مسافران قطار مردند.
اما ریزعلی بدون توجه به خانه رفت. خانه مثل همیشه سوت و کور بود . الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد. او حوصله ی مهمان ندارد. او پول ندارد تا شکم مهمان ها را سیر کند.
او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد
او کلاس بالایی دارد او فامیل های پولدار دارد.
او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت . اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستان های قشنگ وجود ندارد.



کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط نازنین 28/12/90:: 9:25 صبح     |     () نظر
نفس باد صبا آفت جان خواهد شد
عید می آید و اجناس گران خواهد شد
قیمت میوه و شیرینی و آجیل و لباس
باز سرویس گر فک و دهان خواهد شد
همسرم چند ورق لیست به من خواهد داد
و سرا پای وجودم نگران خواهد شد
می زنم ساز مخالف دو سه روزی اما
عاقبت هرچه که او گفت همان خواهد شد
می رسد مرحله ی سخت و نفس گیر خرید
نوبت گند ترین کار جهان خواهد شد
کل عیدی و حقوقم به شبی خواهد رفت
بر سر جیب بغل ،فاتحه خوان باید شد
یک الف آدم و یک عائله آنهم پر خرج
وقت فرسودن اعصاب و روان خواهد شد
پول را با علف خرس یکی می دانند
فکر کردید که منطق سرشان خواهد شد
هانیه نعره بر آرد که ندارم مانتو
کامران از پی او تیز دوان خواهد شد
که پدر کفش و کت و پیرهنی می خواهم
بعد از او نسترنم مرثیه خوان خواهد شد
سام هم لنگه ی جوراب به پا می گوید
شستم از پنجه اش امسال عیان خواهد شد
قیمت پسته به قلب من ِآسیب پذیر
باز هم وای که آسیب رسان خواهد شد
زیر بازارچه با قیمت ماهی یا گوشت
آسمان دور سرم پُر دَ وَران خواهد شد
مغز گردو شده مانند طلا مثقا لی
مغزم از قیمت آن سوت کشان خواهد شد
کمرم گشت که در خانه تکانی سرویس
حالیا نوبت این فک و دهان خواهد شد

کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط نازنین 4/12/90:: 3:5 عصر     |     () نظر

اخر این هفته، جشن ازدواج ما به پاست / با حضور گرم خود، در آن صفا جاری کنید


ازدواج و عقد یک امر مهم و جدی است / لطفاً از آوردن اطفال، خودداری کنید


بر شکم صابون زده، آماده سازیدش قشنگ / معده را از هر غذا و میوه ای عاری کنید


تا مفصل توی آن جشن عزیز و با شکوه / با غذا و میوه ی آن جشن افطاری کنید


البته خیلی نباید هول و پرخور بود ها / پیش فامیل مقابل آبروداری کنید


 


میوه، شیرینی، شب پاتختی مان هم لازم است / پس برای صرفه جویی اندکی یاری کنید


گر کسی با میوه دارد می نماید خودکشی / دل به حال ما و او سوزانده، اخطاری کنید


موقع کادو خریدن، چرب باشد کادوتان / پس حذر از تابلو و ساعات دیواری کنید


هرچه باشد نسبت قومی تان نزدیک تر / هدیه را هم چرب تر، از روی ناچاری کنید


در امور زندگی، دینار اگر باشد حساب / کادو نوعی بخشش است، آن را سه خرواری کنید


گرم باید کرد مجلس را، از این رو گاه گاه / چون بخاری بهر تنظیم دما، کاری کنید


ساکت و صامت نباشید و به همراه موزیک / دست و پا را استفاده، آن هم ابزاری کنید


لامبادا، تانگو و بابا کرم یا هرچه هست / از هنرهاتان تماماً پرده برداری کنید


البته هرچیز دارد مرزی و اندازه ای / پس نباید رقص های نابه هنجاری کنید


حرکت موزون اگر در کرد از خود، دیگری / با شاباش و دست و سوت از او طرفداری کنید


کی دلش می خواهد آخر در بیاید سی دی اش؟ / با موبایل خود مبادا فیلمبرداری کنید


در نهایت، مجلس ما را مزین با حضور / بی ادا و منت و هر گونه اطواری کنید


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط نازنین 1/12/90:: 4:47 عصر     |     () نظر

پ نه پ - 6 (طنز)


 


رفتم جلسه ثبت نام 1ساعت وایسادم.یارو اومده میگه میخوای ثبت نام کنی؟ پـَـــ نَ پـَـــ اومدم حالتو احوالتو سفید رویتو سیه مویتو ببینم بروم..


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


مامانم سفره پهن کرده بود ,بهش گفتم میخوای شام بیاری؟
گفت: پـَــــــــ نَ پَـــــــــ میخوام گلای سفره رو اب بدم




%%%%%%%%%%%%%%


 


پدربزرگم فوت کرده تو قبرستونیم دوستم زنگ زده میگه کجایی؟ میگم بهشت زهرا ! میگه واسه چی ؟ میگم واسه پدر بزرگم. میگه اِ ؟ فوت کرده ؟ میگم پـَـــ نَ پـَـــــ تمرینی اومدیم مانور بدیم اگه یوخت اتفاقی افتاد هول نشیم...


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


دوازده شب رسیدم دم خونه کلید نداشتم به داداشم زنگ زدم میگم یواش درو باز کن بقیه بیدار نشن .میگه در خونه رو؟ پَـــ نَ پَـــ در یخچالو!!! سر شب گرمم بود رفتم پشت تخم مرغها خوابیدم.!!!


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


شیشه رفته تو دستم , دارم از درد جیغ و داد می کنم, به رفیقم میگم در بیار, میگه شیشه رو؟
میگم پَــــ نَ پَــــ , ادای من و در بیار شاد شیم


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


تصادف کردم، زنگ زدم 110 ... پلیسه اومده میگه تصادف کردی؟!گفتم پـــ نَ پَـــــ اینا همش نقشه بود بیای ببینمت


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


میگم دیگه میخوام از ایران برم ...
میگه با آژانس مهاجرتی میری؟!
پَـــ نَ پَــــ هماهنگ کردم اول پاییز با دسته غازهای مهاجر


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


یارو با 160 تا سرعت زده به یه عابر پیاده ، عابره پرت شده 20 متر اونطرفتر افتاده زمین هیچ تکونیم نمیخوره.دوستم میگه یعنی مرده؟
میگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ داره تمارض میکنه پنالتی بگیره


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


مادر دانش آموزِ اومده مدرسه....معلم بهش میگه با بچتون ریاضی تمرین کنین....میگه تو خونه؟....پَـــ نَ پــــ تو زمین های خاکی........اکثر قهرمانا از زمین های خاکی شروع کردن


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


بعد از کلی کلنجار رفتن با شریکم بهش گفتم باید از هم جدا شیم ...
میگه یعنی جداً ازهم جدا شیم؟
پَـــ نَ پَــــ من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم، تو بگی که نمیتونم


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


یارو اومده خونه رو ببینه واسه خرید. تا طبقه سوم با پله اومده میگه پس اینجا کلا آسانسور نداره!! پَـــ نَ پَــــ آسانسور داره ولی از طبقه چهارم شروع میشه !


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


رفتم خونه دیدم ماهی از تنگ افتاده بیرون،داداشم میگه یعنی مرده؟ میگم پـَـَـ نَ پـَـَــ دوگانه سوزش کردم وقتی آب نیست با هوا کار میکنه!!


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


دارم تو خونه رو ترد میل میدوام بابام میاد میگه داری میدویی لاغر کنی...!! پَـــ نَ پَـــ کلاسم دیر شده عجله دارم


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


مرغ و از فریزر در آوردم میگه می خوای غذا درست کنی ؟!
پـَـَـ نَ پـَـَــــ خانوادش اومدن از سردخونه میخوان ببرن خاکش کنن....


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


دارن گوسفندرو قربونی میکنن ... یه آفتابه آوردن که بش آب بدن ...
اومده میگه میخوان با آفتابه بش آب بدن؟!
پَ نه پَ آفتابه آوردن ببرنش دستشویی استرسش از بین بره ...


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


رفتیم پایگاه انتقال خون میگه شمام اومدین خون بدین؟پـــ نه پــ ما پشه ایم اومدیم مهمونی...!!!


 


%%%%%%%%%%%%%%



با نامزدش رفته طلافروشی حلقه بخره ...
فروشنده میگه واسه نامزدی میخواین؟!
پـَـَـ نــه پـَـَــــ سره صحنه فیلمبرداری ارباب حلقه ها بودیم، حلقه کم آوردیم، اینه که مزاحم شما شدیم !


 


%%%%%%%%%%%%%%



از سایت 4shared میخواستم یه فایل دانلود کنم ..... 560 ثانیه صبر کردم بعد پیغام میده : میخوای این فایل رو دانلود کنی ؟ میگم پـَـــ نَ پَـــــ خیلی حال داد یکبار دیگه بشمر من بازم برم قایم شم ..... نیایا


 


 


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


تو خیابون با دوستم داشتم راه می رفتم ، یارو موتوریه گوشیمو از دستم قاپید
دوستم گفت گوشیتو دزدید ؟ گفتم پـَـــ نَ پـَــ برد سیستم عاملشو آپدیت کنه فردا میاره !


 


%%%%%%%%%%%%%%



رفتم مرغ فروشی به فروشنده میگم بال دارین، میگه بال مرغ؟ پـَـَـ نَ پـَـَــــ بال هواپیما، چندتا کوچه پایین تر سقوط کردیم میخوام درستش کنم


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


رفتم رستوران یارو میگه غذا میل دارید قربان؟پ نه پ اومدم ببینم اینجا حقوق خوبه؟از کارت راضی هستی یا نه


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


تصادف شده زنگ زدم اورژانس میگه کسی صدمه دیده
پ نه پ زنگ زدم بگم همه سالمن نگران نشو


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


تو جاده بنزین تمام کردیم وایسادیم کنار جاده 4 لیتری تکون میدیم ! طرف اومده میگه بنزین تمام کردین ؟
میگیم:پـَـَـــ نه میگیم هورا ! ما هم از این دبـــّه ها داریم !!!


 


%%%%%%%%%%%%%%



یارو با موتور زده بهم ....خوردم زمین سرم شکسته داره خون میاد اومده میگه سرت داره خون میاد؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ من خودنویسم جوهرم پس داده


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


به بابام میگم تلویزیونو بزن کانال دو ... میگه روشنش کنم ؟
پَـــ نَ پَــــ تو بزن دو ... من هُل میدم روشن شه ....


 


%%%%%%%%%%%%%%


 


رفتیم کوه ... دارم چوب جمع میکنم ...
میگه می خوای با چوبا آتیش درست کنی؟
پَـــ نَ پَـــ پشت دریاها شهریست قایقی خواهم ساخت


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط نازنین 5/11/90:: 6:23 عصر     |     () نظر

again i aplogize for writing english....i don;t know why i can explain my feeli better  in this way....


powders of snow are falling down...


it winds... it rains...


the sky is completly confused...


i"ve just sat behind of the window...


the sky is looking in to my eyes......


my eyes are wet...as same as sky"s....


my days are dark ...bue my nights are ful of lights of sadness...


i feel lack of hope and love in my life...


and in every second...


i don"t know why i don"t believe love existanci in this world....


this is my biggest problem


i hate love !!!!!!


please feel my feeling//////////


کلمات کلیدی:


نوشته شده توسط نازنین 3/11/90:: 6:42 عصر     |     () نظر